هدف از طراحی این وبلاگ،پاسخ به هفدهمین پرسش مهر ریاست جمهوری، جناب آقای دکتر روحانی،می باشد
امید است مطالب این وبلاگ مورد توجه شما خوبان و تمام مخاطبین عزیز قرار گیرد.
- - - - - - - - - - - - - - - -
مدیریت وبلاگ: مریم رضایی

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

جستجو

سخنی از بهشت

بایگانی

نويسندگان

نظرسنجی

اوقات شرعی

=

پربازديدترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

۰

رابطه خشونت و طلاق

اجتماعی



خشونت پیامدهای مخربی را برای افراد به وجود می‌آورد که با توجه به برخی مسائل می‌توان از آن جلوگیری کرد. بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد مسأله منتج به خشونت است اما این گفت‌وگو باید بر اساس مهارت‌های لازمه باشد وگرنه دوباره به جنگ می‌انجامد. در این شرایط نقش آموزش‌های فردی و کسب مهارت‌های زندگی بسیار مهم است. اختلافات بین زوجین یکی از شایع‌ترین درگیری‌ها است و در آن باید آنها به اصولی توجه کنند تا این بحث کشدار نشود.

 زن و شوهر باید از درد دل کردن با افراد حتی خانواده پدری خود پرهیز کنند. روانشناسان توصیه می‌کنند که حتی منصف‌ترین و منطقی‌ترین فرد خانواده، بدون سوگیری نمی‌تواند به راهکارهای منطقی بپردازد و این امر اثبات شده است.از سویی دیگر هر کسی برای راهبری مشکلات خود از الگوی خاصی پیروی می‌کند که طبعاً این الگو می‌تواند برای فرد دیگر کاربردی نباشد و چه بسا مشاجرات ساده ای که با استفاده نادرست از یک توصیه غیراصولی به بحران و حتی طلاق منجر شده است.

 بدین ترتیب اگر زوجی خود را فاقد مهارت‌های گفت‌وگو و حل مسأله می‌یابند با مراجعه به مشاوران متخصص روانشناس می‌تواند از بروز هرگونه خسارت بیشتر بر پیکره خانواده جلوگیری کند. بحران‌های خانوادگی گاه با بهای سنگینی پایان می‌یابد. گاهی زوجین برای رهایی از حس نامطبوع خشونت و احوالات حوزه مربوطه، در فضای تنهایی خویش بی‌آنکه غرض ورزی کنند، صرفاً با بی‌احتیاطی یا از سر لجبازی‌های کودکانه اقدام به رفتارهایی می‌کنند تا به زبان خودشان «حرص» طرف مقابل را درآورند. این عمل که دارای عوارض نامطلوب و خطرناک زیادی است، نه تنها حرکتی در مسیر بهبودی روابط محسوب نمی‌شود بلکه می‌تواند بشدت خطرناک و تهدیدکننده نیز باشد. در برخورد با زوجینی که دارای مشکلات و پرخاشگری‌های زیاد هستند دیده می‌شود که میزان خسارت به حدی است که به نظر می‌رسد اصلاح یا ترمیم رابطه غیرممکن است و این امر زمانی است که یکی از دو طرف صرفنظر از همه تلاش‌ها، مشاوره‌ها و موجودات (خانه، کاشانه، آبرو، فرزند و...) از سرمایه احساسی خود دست می‌کشد. یک رابطه عاطفی در کانون خانواده نیاز به استانداردهای دارد که پس از آن هیچ مرهمی‌آن را برپا نمی‌کند. البته استثنا و معجزه هم وجود دارد اما کسی نمی‌تواند به آنها دل ببندد. در این حالت، بهترین کارخروج از چنین روابطی است. زیرا یک پایان تلخ بهتر از تلـــــخی بی پایان است. زن و شوهرهایی که نمی‌توانند به طور دوستانه اختلاف‌های خود را حل کنند، بهتر است به دادگاه خانواده و مراجع قانونی مراجعه کنند و از هم جدا شوند. البته باید توجه داشت که برای رسیدن به چنین مرحله‌ای (طلاق) الزاماً چند نکته باید در نظر گرفته شود؛ یکی علت امکان نداشتن ادامه منطقی شناسایی و اثبات شده باشد. دیگری تلاش‌های مؤثر انجام شود، مدت زمان و همچنین هدف طلاق باید مشخص شود و پیش بینی‌های فنی صورت بگیرد در این صورت می‌توان در مورد طلاق نیز فکر کرد. اما باید دانست که همیشه راهی برای زندگی مسالمت‌آمیز وجود دارد و آن در روند مشاوره قرار گرفتن و آموزش و آگاهی همیشگی است چرا که اگر از این موارد چشم پوشی شود پس از طلاق و ازدواج مجدد همچنان مشکلات پابرجا مانده و همان رفتارهای نادرست در زندگی جدید نیز رخ می‌دهد اما با پیدا کردن راه‌حل مناسب می‌توان زندگی را در آرامش و شادی کنار خانواده ادامه داد.

مصطفی فروتن-روانشناس

http://tnews.ir

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی